615 رامش شيرازى
اسمش سيد رضا اصلش از كازرون سيدى كريم الاخلاق ، كثير الوفاق صاحب طبع بلند و فضل جسيم و با مؤلفش مراودتى قويم بوده در سنهء 1250 وفات يافته اشعارش را جمع كردم و ديباچهء بر آن نوشتم از آن جمله است كه نوشته مىشود :
در توحيد حضرت بارى و تمجيد عقل اول گويد
خواست نمودار خويش ايزد يكتا * كرد يكى جلوه عشق گشت هويدا
اوست كه خواندش لبيب جوهر اول * اوست كه خواندش حكيم علت اولى
گشته معبر گهى به چشمهء كوثر * بوده ماول گهى ز دوحهء طوبى
در همه اشيا مشاهد است و معاين * وز همه اشيا منزه است و مبرا
ساكن و ساير ازوست ساكن و ساير * خامش و گويا ازوست خامش و گويا
در مدح فرمانفرماى فارس گويد
به روزى كز سنان و شل اجل گردد به خون عاجل * دليران را گدازد دل ز تف آتش غوغا
چو پوشد بر تن روشن به عزم رزمگه جوشن * هزبر و بيم پاداشن پلنگ و ترس بادافرا
تكاور چون برانگيزد شب و روز اندر آميزد * ز بس گرد از زمين خيزد بهسوى گنبد خضرا
ز آب تيغ آتشگون ز خون جارى كند جيحون * ز موج خون شود هامون بسان موجزن دريا
ز فوج لشكر از هر سو ز اوج گرد گردون پو * زمين و كسوت هندو سپهر و چادر ترسا