تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجمع الفصحاء ( فارسي ) — صفحة 435

مساهمون:

ص٤٣٥

615 رامش شيرازى

اسمش سيد رضا اصلش از كازرون سيدى كريم الاخلاق ، كثير الوفاق صاحب طبع بلند و فضل جسيم و با مؤلفش مراودتى قويم بوده در سنهء 1250 وفات يافته اشعارش را جمع كردم و ديباچهء بر آن نوشتم از آن جمله است كه نوشته مىشود :

در توحيد حضرت بارى و تمجيد عقل اول گويد

خواست نمودار خويش ايزد يكتا * كرد يكى جلوه عشق گشت هويدا اوست كه خواندش لبيب جوهر اول * اوست كه خواندش حكيم علت اولى گشته معبر گهى به چشمهء كوثر * بوده ماول گهى ز دوحهء طوبى در همه اشيا مشاهد است و معاين * وز همه اشيا منزه است و مبرا ساكن و ساير ازوست ساكن و ساير * خامش و گويا ازوست خامش و گويا

در مدح فرمانفرماى فارس گويد

به روزى كز سنان و شل اجل گردد به خون عاجل * دليران را گدازد دل ز تف آتش غوغا چو پوشد بر تن روشن به عزم رزمگه جوشن * هزبر و بيم پاداشن پلنگ و ترس بادافرا تكاور چون برانگيزد شب و روز اندر آميزد * ز بس گرد از زمين خيزد به‌سوى گنبد خضرا ز آب تيغ آتشگون ز خون جارى كند جيحون * ز موج خون شود هامون بسان موج‌زن دريا ز فوج لشكر از هر سو ز اوج گرد گردون پو * زمين و كسوت هندو سپهر و چادر ترسا