تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجمع الفصحاء ( فارسي ) — صفحة 416

مساهمون:

ص٤١٦

605 داعى انجدانى

اسمش مير محمد مؤمن و اصلش از محال تفرش و سالها در تحصيل فنون كمال كوشيده و ديدهء طمع از زخارف دنيوى پوشيده از متأخرين و معاصرين هاتف و آذر بوده و اين چند بيت ازو ستوده است :
تبارك اللّه از آن اشهب شهاب آيين * كه طبع ناطقه را داده وصفش استعجال عقاب‌صولت و طاووس‌فر و كبك خرام * پلنگ غيرت و آهو تك و نهنگ جدال زمين سكون و زمان سرعت و سپهر شكوه * فرشته‌روى و پرىپوى و اهرمن‌كوپال بلندگردن و كوتاه‌پشت و پهن‌كفل * سطبربازوى و باريك‌ساق و نازك‌يال از آن گشوده نشد غنچهء گره ز دمش * كه بسته ره ز چپ و راست بر صبا و شمال گره نگويم كان عقده‌ايست در دل دم * ز غيرتى كه ز كاكل فتاده در دنبال به گاه كوهنوردى و دشت‌پيمايى * غزال ديده پلنگ و پلنگ ديده غزال

606 دانش اصفهانى

اسمش آقا محمد على مشهور به آقا بزرگ از معارف نجباى آن ولايت و خواجه‌يى جواد بوده ازوست :
باز از شكايتى ز من آزرده شد دلش * ما را به حال خود نگذارد زبان ما
* * *
نمردم تا شد از زخم دگر آزرده آن بازو * نمىدانم كه خواهد خواست عذر قاتل ما را
مجمع الفصحاء ( فارسي ) — صفحة 416 | رضا قليخان هدايت