تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجمع الفصحاء ( فارسي ) — صفحة 411

مساهمون:

ص٤١١
همه آثار يك جنبش همه آيات يك قدرت * يكى هندى يكى رومى يكى زشت و يكى زيبا همه خواهان يك مقصد همه جوياى يك منزل * يكى عارف يكى عامل يكى مؤمن يكى ترسا مثالى بست و خواندش عالم ارواح در پنهان * خيالى پخت و گفتش عالم اجسام در پيدا

و له فى المدح و التمجيد

غم عالم كه شد نصيب دل ما * ز چه زايل شود ز ساغر صهبا به لطافت قرين چشمهء حيوان * به طراوت شبيه لالهء حمرا بده اى ساقى سمنبر شاهد * بده اى شاهد ستمگر رعنا دوسه ساغر از آن سلالهء ساغر * دوسه مينا از آن نتيجهء مينا به تو مستوثقم چو شعله به آذر * به تو مستغرقم چو قطره به دريا من از آن سرزمين كه خانهء عصفور * تو از آن آشيان كه منزل عنقا تن صافت شبيه نقرهء صافى * دل سختت نظير صخرهء صما شكنى مشك چين ز خط معنبر * گسلى حبل دين ز زلف چليپا خم ابرو اثركننده به آهن * تير مژگان گذركننده به خارا چو حسام دو پادشاه توانگر * چو خدنگ دو شهريار توانا ازل و ملك آن چو جسم و هيولى * ابد و ذات اين چو اسم و مسما همه ملك عراق خاصه نهاوند * شده زان يك قرين گنبد خضرا به يكى قلعه داد رونق آن شهر * كه به رويين‌دز آمد است مسما نه كواكب كه گاه ساختنش ريخت * به فلك سنگريزه از كف بنا نبود قلعه چرخ ذات بروج است * كه به هر برج راه يافته بيضا

و له ايضا

ايا شوخ طوبى قد ماه‌سيما * غلط غيرت مه خطا رشك طوبى
مجمع الفصحاء ( فارسي ) — صفحة 411 | رضا قليخان هدايت