عجبا دزدان يكباره گهر بگرفته * هرچه در بار همه پيلان بوده رفته
لؤلؤ نابرسيده گهر ناسفته * بر سر كوه و در و دشت و چمن كرده نثار
نو درختان همه كفها به هوا بركردند * پيلگوشان همه دامن به زمين گستردند
گلبنان بين همه با جامهء سرخ و زردند * همه گويى كه از آن لؤلؤ تر آوردند
جانب باغ شدند و به خوشى مى خوردند * مست گشتند و خرامانند اندر گلزار
دامن كوه ز فردوس دلانگيزتر است * طرف دشت ز فرخار سمن بيزتر است
تيغ ابروش به خونريزى ما تيزتر است * ترك امسالى از پار خوشآميزتر است
ابر آذارى امسال گهر ريزتر است * خوش بود خوش بچنين عهد و چنين فصل نگار
اورمزد است و چه كارى كه به از باده بود * هم مى سرخ بود هم صنمى ساده بود
چه بود آنكه به ما ايزد ناداده بود * همه اسباب طرب الحمد آماده بود
روز نوروز و گه مدح ملكزاده بود * آنكه او را به گه صيد بود شير شكار
مسمط ديگر هم به اقتفاى حكيم فاضل احمد منوچهرى دامغانى
دوش تا صبحدم آواى هزار آمد * بوى گل آمد و بانگ خوش سار آمد