تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجمع الفصحاء ( فارسي ) — صفحة 362

مساهمون:

ص٣٦٢

598 خرم مشهدى

اسمش عبد الحميد از مشهد رضوى به يزد افتاده به تحصيل علوم مشغول گشته در اندك وقتى فارغ التحصيل از علوم قال و قيل گرديده از اشعار او اين دو بيت نوشته شد :
نه با جاهش جهان گردد مقابل * نه با قدرش فلك گردد برابر بود جاه اين همه سبحان و الملك * بود قدر اين همه اللّه اكبر

599 خرد نورى

نامش ميرزا علىمردان در اصفهان به اكتساب كمالات متداوله پرداخته و بنا بر قدح و مدح نهاده عمر را به اهاجى ركيكه به سر رسانيد پس توبه كرد در سنهء 1098 در نخجوان درگذشت . بهترين اشعار اوست :
دلم خلد برين است و خال يار رضوانش * خيابانش طريق عشق و سامان پيش از امكانش شراب خوش‌گوارش زهر غم مستيش هشيارى * نعيمش محنت و قطع علايق حور و غلمانش جداول جوى خون و چشم گريان چشمهء كوثر * مقاصد دورى از مقصود و راحت رنج دورانش خدا خلاق خلق است و نبى اللّه مقصودش * نبى جان جهان است و ولى اللّه جانانش مسلمانى است ازو باقى كسى كز نامسلمانى * جز اين داند شوى كافر اگر خوانى مسلمانش