گر نبودت رخ چو آذر ور نه خالت چون خيل * ثابت آن اعجاز ابراهيم بن آزر نبود
صاحب نام خداوند علا يعنى على * آنكه گر ذاتش نمىشد ذات را مظهر نبود
گر نبودى قفل باب سر مطلق را كليد * شهر علم مصطفى را در حقيقت در نبود
كى سزاوار سليمان آمدى فرماندهى * حرفى از نام تو گر در نقش انگشتر نبود
ور نكردى التجا در حضرتت جان خليل * آتش سوزنده به روى لالهء احمر نبود
خاك ساده آب بىرنگ اين همه لون از كجاست * من بگويم تا بگويى غير اين ديگر نبود
تربيت بود از تو در ذات هوا و آب و خاك * ور نه در بستان وحدت حنظل و شكر نبود
هركه زد يك جرعه مى از خم عشقت در ازل * تا ابد محتاج جام و كاسه و ساغر نبود
در مدحت حضرت امير المؤمنين على بن ابى طالب ( ع )
الا اى طرهء دلبر الا اى افعى ارقم * پى تسخير افسونگر هزار افسونت اندر دم
به تحريك صبا گشتى حجاب طلعت جانان * نهان در تيرهشب كردى فروغ نير اعظم
بيفتد روز رزم از پيچش هر موى پرچينت * ز قوت بازوى برز و ز قدرت پنجهء رستم
لواى كفر بگذار و به رزم اندر هزيمت شو * چو ديدى رايت سلطان دين را طرهء پرچم
على عالى اعلى ولى والى و الا * نبى را تالى و همتا خدا را نايب و محرم
ازل طفل برومندش ابد فرزند فرزندش * نيارد عقل مانندش كسى اعلى كسى اعلم
كمينت بندهء درگه ز جمع انبيا اى شه * يكى موسى بن عمران دگر عيسى بن مريم