تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجمع الفصحاء ( فارسي ) — صفحة 340

مساهمون:

ص٣٤٠

583 خموش طهرانى

نام شريفش محمد شريف اصلش از شيراز و مولد و منشأش دار الخلافه تهران شغلش خياطت و صفتش قناعت اگرچه از سن كودكى و صباوت به دبستان نرفته و الفبا نخوانده و خامهء خطى به بنان نگرفته و خطى بر صفحه و نامه ننگاشته و از عروض و قافيه حظّى نيافته در مدت شصت سال از عمرش تحصيل و تعليم نداشته اى عجب به حسب ذوق فطرى بلكه به سبب فيض موهبى طبعى روان و شعرى شيرين و بيانى سليس و خلقى جميل حاصل دارد و قريب ده هزار بيت از قصايد و غزليات و مثنويات كه تدريجا از طبعش سر زده و به حافظه سپرده بر كاتب خوانده و او به كتابت درآورده تا ديوانى به انجام رسيده و غالبا مدايح حضرت خاتم الرسل و صاحب ولايت كل و ائمهء معصومين سلام اللّه عليهم اجمعين است و از اخبار و احاديث و حقايق و معارف اطلاعى كامل دارد و مدتى است كه ترك حرفت كرده به مدايح ائمه و عبادات شرعيه مشتغل و صاحب حالتى خوش است تا خردمندان بدانند كه دانش در قال و يقول منحصر و علم در فاعل و مفعول منطوى نه بلكه علوم ظاهريه و قواعد عربيه فى المثل بر پيكر و شمايل حقايق معنوى كسوتى است مزين و زينتى است ملون و ذوق سليم و سليقهء مستقيم مخصوص به دانستن علم ادب و قواعد لغت عرب نخواهد بود .

نظم

او نداند فاعلاتن فاعلات * شعر مىگويد به از آب حيات
بعضى از اشعار او نوشته مىشود . ازوست :

در نعت و منقبت حضرت رسول صلى الله عليه و آله

اى رخت اندر نظر آينهء حق‌نما * پرتو رخسار تو آيت صنع خدا لعل سخنگوى تو رهزن اهل سخن * طاق دو ابروى تو قبلهء اهل صفا نفخهء جعد تو برد نكهت مشك و عبير * نافهء زلف تو كاست رونق چين و ختا
* * *
مجمع الفصحاء ( فارسي ) — صفحة 340 | رضا قليخان هدايت