تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجمع الفصحاء ( فارسي ) — صفحة 323

مساهمون:

ص٣٢٣
خاتم ار نامد محمد بعد او نامد چرا * يك پيمبر در هزار و دو صد و هفتاد سال ور نه حيدر هست ختم الاوصياء پس ازچه‌رو * ساخت ختم الانبياء او را وصى در اهل و مال چون تو وجه اللّه را از ديگران بشناختى * شد ميسر در خدا دانى تو را وصف كمال دود عاجز را كه روزى مىرساند در بحار * مور مسكين را كه آب و دانه آرد در تلال آتش سوزان كه مىآرد برون از خار و سنگ * آب روح‌افزا كه مىسازد روان در خشكسال نطفه‌ات را صورت زيبا كه داد و رنگ و بو * صورتت را قامت موزون كه داد و يال و بال ابروانت را كه داد اين‌گونه خم بىكلك و نقش * چشمهايت را كه كرد اين‌سان سيه بىاكتحال كيست بر بالين پرستارت چو ياران رم كنند * آن زمان كت روح خواهد كرد از تن انتقال چون به چرخ اول آيد آفتاب روز حشر * بر سرت ظل كه زان جرم حريق آرد ظلال كش‌كشان سوى جحيمت چون كشند آن ديوها * از كه دارى چشم حك دفتر و فك عقال

در مطايبه و هزل گويد

مرا غلامى غلمان سرشت و حور مثال * خداى داد ازين پيشتر به چندين سال ز خوى و بوى و يم حور و مشك در پهلو * ز موى و روى و يم عنبر و ارم به خيال چو او به خانه هزاران فرشته بر ديوار * چو او به كوچه هزاران برشته در دنبال
مجمع الفصحاء ( فارسي ) — صفحة 323 | رضا قليخان هدايت