تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجمع الفصحاء ( فارسي ) — صفحة 288

مساهمون:

ص٢٨٨
بر ياد بت كشمير جامى ده و جامى گير * با جان پياپى زى با جام دمادم باش زان لعل لب مىنوش مى نوش و به مستى كوش * نه بر لب كوثر شو نه تشنهء زمزم باش برخيز و ببر پيوند از خويش و زن و فرزند * نه ياد برادر كن نه يار پسرعم باش نه راه به شيطان بند نه ديو به زندان بند * نه دل به سليمان بند نه در غم خاتم باش صد معجز اگر دارى تا بار به خر دارى * از دست يهودى چند چون عيسى مريم باش خوش‌خوش دوسه گام از خود برگير و فراتر نه * بالاتر و والاتر زين طارم اعظم باش ور پايهء همت را بالاتر ازين خواهى * رو چاكر شاه دهر داراى معظم باش عباس شه است آن كش دادار جهان فرمود * كز جمله جهان‌داران اعظم شو و اكرم باش در عيش به از پرويز در طيش به از چنگيز * در عمر بر از جمشيد در ملك به از جم باش گر روس به كين تازد چون سد سكندر پاى * ور روبهى آغازد با حملهء ضيغم باش ملك قرم و مسقو بستان ز قرال نو * بر روس مسلط شو در روم مسلم باش