تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجمع الفصحاء ( فارسي ) — صفحة 277

مساهمون:

ص٢٧٧

در مدح شاهنشاه عهد ناصر الدّين شاه قاجار

چو بركشيد مؤذن به بامداد پگاه * نداى اشهد ان لا إله إلّا اللّه پى نماز بجستم ز جا و كردم روى * به درگهى كه بر آن خسروان نهند جباه پس از اداى نوافل به عادتى كه مراست * ز روى صدق بخواندم دعاى دولت شاه به ناگه از درم آن ترك ماهروى رسيد * چو دولتى كه كند رو به مفلسى ناگاه به غمزه غارت عقل و به طره آفت صبر * به جلوه رشك صنوبر به چهره غيرت ماه ز روى مهر بپرسيد حال من كه تو را * چگونه مىگذرد روز و شب درين دوسه ماه عجب ز شومى بختت كه چار ماه تو را * نداده راه به درگاه خويش شاهنشاه بگفتمش من و درگاه شاه اين عجب است * چگونه قالب خاكى برد به گردون راه از آن گذشته به هرجا وسيلتى بايد * على الخصوص به درگاه شاه گردون جاه بگفت بر در شاهت هنر وسيلت بس * به از هنر چه به درگاه ناصر الدّين شاه خدايگان سلاطين كه خسروان به درش * ز روى طوع نويسند عبده و فداه هميشه نازش شاهان به افسر است و نگين * ز دست و تارك او نازش نگين و كلاه بهشت و دوزخ در كار شفقت و سخطش * ستاده‌اند به پاداشن و به بادافراه نخست روز كه گردون بديد حشمت او * به پيش درگه او سجده كرد و ماند دوتاه به اهتمام خرد قدر او نشايد ديد * ز بحر عبره نشايد به اهتمام شناه از آن زمين كه در آن نام خشم او ببرند * سنان و تير برويد همى به جاى گياه

مسمط ربيعيه در مدح حكمران فارس

نوروز فراز آمد و هنگام بهار است * بستان به مثل روى بت لاله عذار است هرجا گذرى نالهء قمرى و هزار است * در صحن چمن شاخ گل سرخ به بار است هنگام گل سرخ مى سرخ به كار است * خيزيد و بياريد مى از خانهء خمار طاوس بهارى به چمن باز درآمد * وز پرده گل سرخ به صد ناز درآمد بر سرو سهى سار غزل‌ساز درآمد * بلبل به سر شاخ به آواز درآمد زين شاخ بدان شاخ به پرواز درآمد * چون عاشق شيدا كه ببيند رخ دلدار
مجمع الفصحاء ( فارسي ) — صفحة 277 | رضا قليخان هدايت