در مدح شاهنشاه عهد ناصر الدّين شاه قاجار
چو بركشيد مؤذن به بامداد پگاه * نداى اشهد ان لا إله إلّا اللّه
پى نماز بجستم ز جا و كردم روى * به درگهى كه بر آن خسروان نهند جباه
پس از اداى نوافل به عادتى كه مراست * ز روى صدق بخواندم دعاى دولت شاه
به ناگه از درم آن ترك ماهروى رسيد * چو دولتى كه كند رو به مفلسى ناگاه
به غمزه غارت عقل و به طره آفت صبر * به جلوه رشك صنوبر به چهره غيرت ماه
ز روى مهر بپرسيد حال من كه تو را * چگونه مىگذرد روز و شب درين دوسه ماه
عجب ز شومى بختت كه چار ماه تو را * نداده راه به درگاه خويش شاهنشاه
بگفتمش من و درگاه شاه اين عجب است * چگونه قالب خاكى برد به گردون راه
از آن گذشته به هرجا وسيلتى بايد * على الخصوص به درگاه شاه گردون جاه
بگفت بر در شاهت هنر وسيلت بس * به از هنر چه به درگاه ناصر الدّين شاه
خدايگان سلاطين كه خسروان به درش * ز روى طوع نويسند عبده و فداه
هميشه نازش شاهان به افسر است و نگين * ز دست و تارك او نازش نگين و كلاه
بهشت و دوزخ در كار شفقت و سخطش * ستادهاند به پاداشن و به بادافراه
نخست روز كه گردون بديد حشمت او * به پيش درگه او سجده كرد و ماند دوتاه
به اهتمام خرد قدر او نشايد ديد * ز بحر عبره نشايد به اهتمام شناه
از آن زمين كه در آن نام خشم او ببرند * سنان و تير برويد همى به جاى گياه
مسمط ربيعيه در مدح حكمران فارس
نوروز فراز آمد و هنگام بهار است * بستان به مثل روى بت لاله عذار است
هرجا گذرى نالهء قمرى و هزار است * در صحن چمن شاخ گل سرخ به بار است
هنگام گل سرخ مى سرخ به كار است * خيزيد و بياريد مى از خانهء خمار
طاوس بهارى به چمن باز درآمد * وز پرده گل سرخ به صد ناز درآمد
بر سرو سهى سار غزلساز درآمد * بلبل به سر شاخ به آواز درآمد
زين شاخ بدان شاخ به پرواز درآمد * چون عاشق شيدا كه ببيند رخ دلدار