تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجمع الفصحاء ( فارسي ) — صفحة 272

مساهمون:

ص٢٧٢
كرده و تأهل گزيده علما او را غالبا تكفير مىنموده‌اند تا تاج و سرير به محمد شاه قاجار ثانى رسيد او فقرا را تحريم و تعظيم مىفرمود و به دو اعتقادى كامل داشت در سنهء 1253 در راه مكه درگذشت . كتاب بستان السياحه و حديقه و رياض از تصانيف اوست در زمان توقف شيراز خدمتش بسيار روزى مىشد و لطفى خاص داشت . گاهى نظمى مىسرود اين چند بيت از آن جمله است : * * *
اندر پى انسان همه آفاق بگشتم * بسيار بديدم من و بسيار نديدم تمكين به كه گويم غم دل را كه به گيتى * جز يار نديدم من و آن يار نديدم
* * *
از تهمت و طعنم چه ازين شهر برانى * زاهد ز تو اين خانه كه من خانه به دوشم
* * *
گفتم كه جهان و همه اوضاع جهان چيست * پير خردم گفت كه خوابى و خيالى
* * *
بس راه سپرديم و كمال همه‌كس را * ديديم و بجز عشق نديديم كمالى

رباعى

تمكين ديدى كه جمله ديدى و گذشت * رفتى و رساندى و رسيدى و گذشت غمگين نشوى كه واعظت كافر خواند * فرداست كه اين نيز شنيدى و گذشت

556 تاراج اصفهانى

اسمش آقا محمد حسين از ارباب حرفت است و شغلش مقواسازى است و به دست‌رنج كسب معيشت مىكند و به واسطهء وزن طبع غزلى مىگويد ده هزار بيت ديوان دارد . ازوست :