تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجمع الفصحاء ( فارسي ) — صفحة 268

مساهمون:

ص٢٦٨

550 باقى

اسمش ميرزا عبد الباقى و بنى عم جناب ميرزا عبد الوهاب نشاط اصفهانى رحمه اللّه بوده و به حسب وراثت كلانترى اصفهان را مىنموده چندى به وزارت كرمانشاهان و لرستان و عربستان پرداخته ، ازوست :
ز گلبن تو نباشد گلى هوس ما را * همين‌كه غير بچيند گل تو بس ما را
* * *
شب هجر است و مرا قصه دراز است امشب * واى بر آنكه مرا محرم راز است امشب

551 بسمل شيرازى

قدوهء فضلا و زبدهء علماى معاصرين ، حاجى على اكبر الملقب به نواب برادرزادهء آقا بزرگ مدرس مدرسهء حكيم و فرزند آقا على نقيب و اصل ايشان از اصفهان و اجداد آنان در روزگار سلطنت نادر شاه افشار به شيراز آمده سكونت گزيده‌اند و معزز و مكرم بوده‌اند ، نواب مرحوم در نزد فرمانفرماى فارس حسينعلى ميرزاى مغفور كمال اعتبار داشته در بارگاه خاقان مغفور صاحبقران نيز اذن جلوس يافته عمرى محترم و محتشم مىزيست به سالى چند ازين پيش درگذشت . خدمتش را تأليفات بسيار است مانند نور الهدايه و شرح سى فصل خواجه نصير و حاشيه بر مدارك و حاشيه بر تفسير قاضى بيضاوى و تذكرهء دلگشا مشتمل بر نظم و نثر و در آن اوقات كه به تحرير تذكره مشغول بود مؤلف حقير در مبادى سن شباب و ساكن شيراز بود گاهى به خدمتش مىرسيد و تحريرات وى و شعر معاصرين را شفاها ازو مىشنيد ديگر فضائل وى از شعر برتر بود . اين ابيات ازوست :
يا نيست شادى در جهان يا خود نصيب ما نشد * هرگز نديدم شادمان اين خاطر افسرده را
* * *