در مدح نجم بيك ثانى اصفهانى
از كجا مىرسى اى هدهد فرخندهقدم * اى تو تاج سر و سرحلقهء مرغان حرم
بالافشانى تو در نظر منتظران * خوشتر از جلوهء طاوس به بستان ارم
مژدهها آورى از غيب به كاشانهء ما * همچو جبريل كه آيات درآرد به حرم
نجم ثانى كه نباشد به دو كونش ثانى * گر دگر جا بود اللّه تعالى اعلم
اى كريمى كه به هر جشن تو برمىچيند * آنقدر ريزهء نان مورچه از زير قدم
كه مهيا شودش مايدهء مهمانى * گر سليمان برسد با سپه و خيل و حشم
و له ايضا
مرا ز نان جو خويش چهره كاهى به * كه از شراب حريفان سفله گلنارى
اگر به گرگ دهى همچو يوسفم زان به * كه ناكسى كندم در جهان خريدارى
اگر كنى ز براى يهود كناسى * و گر كنى ز براى مجوس گلكارى
در اين دو كار كريه آنقدر كراهت نه * در اين دو شغل خسيس آن مثابه دشوارى
كه در سلام فرومايگان صدرنشين * به روى سينه نهى دست و سر فرود آرى
كتاب فضل تو را آب بحر كافى نيست * كه تر كنى سرانگشت و صفحه بشمارى
از غزليات اوست
خوش آنكه چاك گريبان به ناز باز كنى * نظر بر آن تن نازك كنى و ناز كنى
تو پاكدامن و من رند پيرهن چاكم * عجب نباشد اگر از من احتراز كنى
ترنج غبغب او را بود نهال بلند * تو دست كوته اميدى چرا دراز كنى
ساقىنامه
بيا ساقى آن تلخ شيرينگوار * كه شيرين كند تلخى روزگار
به من ده كه تلخ است ايام من * ز ايام من تلختر كام من
بيا تا قدحهاى پر مىكشيم * لبالب كنيم و پياپى كشيم