ايضا و له قدس سره
شرب مدام شد چو ميسّر مدام به * چون مى حرام گشته به ماه حرام به
يك بوسه از رخت ده و يك بوسه از لبت * تا هر دو را چشيده بگويم كدام به
* * *
كافر شدهام به دست پيغمبر عشق * جنت چه كنم جان من و آذر عشق
شرمندهء عشق و روزگارم كه شدم * درد دل روزگار و دردسر عشق
441 اشراق اصفهانى
مير محمد باقر پسر مير شمس الدّين داماد شيخ على عبد العال عاملى است از حكماى فرزانه و علماى يگانه صاحب صراط المستقيم و قبسات و افق المبين و مثنوى مشرق الانوار است .
در سنهء 929 رحلت يافته و در نجف اشرف مدفون است . از اوست .
رباعيات
چشمى دارم چو لعل شيرين همه آب * بختى دارم چو چشم خسرو همه خواب
جسمى دارم چو جان مجنون همه درد * جانى دارم چو زلف ليلى همه تاب
* * *
نتوان ز غم تو دل به تدبير بريد * كودك نتوان به جهد از شير بريد
بر من نتوان بست به زنجير دلت * وز تو نتوان دلم به شمشير بريد