تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجمع الفصحاء ( فارسي ) — صفحة 225

مساهمون:

ص٢٢٥
اى ملكى كارزوى خصم به جاهت * قصهء غرم سپهر و ديو لعين است در ظلمات نخست نطفهء خصمت * منتظر حادثات بازپسين است
* * *
لعل لب تو عمر ابد مىدهد بلى * عمرى كه آب خضر دهد جاودان دهد گر قوت غالبم ز غم آمد عجب مدار * تقدير آسمان به هما استخوان دهد
* * *
اى وجودت به جهان مخترع عالم جود * عالم جود به آثار وجودت موجود همه در دايرهء عالم جاه تو بود * هرچه باشد به مثل زان‌سوى اقليم وجود
* * *
چنان سرود ز هر شاخ مرغ زند سراى * كه لاله چون مغ هندى نهاد سر به سجود فروغ گل بر بلبل چنان بود كه به‌طور * به پيش ديدهء موسى فروغ نور شهود
* * *

و له ايضا

رويين‌دزى بنا كرد محمود شاه قاجار * زان سان كه برد غيرت به روى سپهر دوار آبش به روح‌بخشى روشن چو آب كوثر * خاكش به عطر بيزى دلكش چو مشك تاتار كلك انيس شادان تاريخ آن رقم زد * رويين‌دزى بنا كرد محمود شاه قاجار

و له ايضا

لاله را چون بنگرى با داغ پندارى كه چرخ * در دل خورشيد تابان جاى كيوان كرد باز بر فراز منبر گلبن خطيب عندليب * خطبهء شهزاده با شوكت و شان كرد باز
* * *
بجز ملال نديدم بر از نهال كمال * بلى نهال كمال آورد به بار ملال بدل به خون شود البتّه مشك بار دگر * اگر برم به مثل دست سوى ناف غزال
مجمع الفصحاء ( فارسي ) — صفحة 225 | رضا قليخان هدايت