سلطان دينپناه محمد شاه * كش فرشگاه عرش برين آمد
شاهنشهى كه دايهء عهدش را * مهد ابد رضيع پسين آمد
خورشيد آسمان و زمين كش راى * خورشيد آسمان و زمين آمد
هردم كه با زمانهء او شد جفت * آبستن شهور و سنين آمد
پروردهء مشيمهء جود اوست * هر نطفه كز بنات و بنين آمد
در رزمگه فسان حسام او * فرق سوار و خانهء زين آمد
خود عدو ز رمح الفسانش * از ضرب رخنهرخنه چو سين آمد
طفلى اگر به عهدش گويا شد * خوانندهء كتاب مبين آمد
ديوى اگر به ظلش پويا شد * يك گام جبرئيل امين آمد
و له ايضا
فرش زنگار بگسترد به هامون سبزه * نقش فرخار برآورد به بستان گلزار
لاله بر دامن كهسار چنان كاتش و طور * ژاله بر روى سمنزار چو خون بر رخ يار
عندليبان چو خطيبان همه بر منبر شاخ * مدح خوانند شهنشه را هر سوى هزار
ظل يزدان شه اسلام محمد شاه آنك * چون جم و قيصر و خاقانش بسى خدمتكار
خسرو عرش سرير و ملك چرخ مسير * شه خورشيد ضمير و فلك عدل مدار
مركز دايرهء رحمت رحمن و رحيم * مظهر جامعهء لطف غفور و غفار
اختران فلك خسرويش پيرامون * چون مه و مهر فروزنده به چرخ دوار
هم در مدح شهريار معدلت شعار حضرت سلطان محمد شاه غازى قاجار
حبذا آغاز فروردين و ايام بهار * فرخا فصل ربيع و اعتدال روزگار
زعفران بيز است باد و ضيمران خيز است خاك * عنبرآميز است آب و عشرتانگيز است نار