تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجمع الفصحاء ( فارسي ) — صفحة 211

مساهمون:

ص٢١١
سلطان دين‌پناه محمد شاه * كش فرشگاه عرش برين آمد شاهنشهى كه دايهء عهدش را * مهد ابد رضيع پسين آمد خورشيد آسمان و زمين كش راى * خورشيد آسمان و زمين آمد هردم كه با زمانهء او شد جفت * آبستن شهور و سنين آمد پروردهء مشيمهء جود اوست * هر نطفه كز بنات و بنين آمد در رزمگه فسان حسام او * فرق سوار و خانهء زين آمد خود عدو ز رمح الف‌سانش * از ضرب رخنه‌رخنه چو سين آمد طفلى اگر به عهدش گويا شد * خوانندهء كتاب مبين آمد ديوى اگر به ظلش پويا شد * يك گام جبرئيل امين آمد

و له ايضا

فرش زنگار بگسترد به هامون سبزه * نقش فرخار برآورد به بستان گلزار لاله بر دامن كهسار چنان كاتش و طور * ژاله بر روى سمن‌زار چو خون بر رخ يار عندليبان چو خطيبان همه بر منبر شاخ * مدح خوانند شهنشه را هر سوى هزار ظل يزدان شه اسلام محمد شاه آنك * چون جم و قيصر و خاقانش بسى خدمتكار خسرو عرش سرير و ملك چرخ مسير * شه خورشيد ضمير و فلك عدل مدار مركز دايرهء رحمت رحمن و رحيم * مظهر جامعهء لطف غفور و غفار اختران فلك خسرويش پيرامون * چون مه و مهر فروزنده به چرخ دوار

هم در مدح شهريار معدلت شعار حضرت سلطان محمد شاه غازى قاجار

حبذا آغاز فروردين و ايام بهار * فرخا فصل ربيع و اعتدال روزگار زعفران بيز است باد و ضيمران خيز است خاك * عنبرآميز است آب و عشرت‌انگيز است نار