تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجمع الفصحاء ( فارسي ) — صفحة 189

مساهمون:

ص١٨٩

در صفت عمارت خاصهء شاهنشاهى گويد

ببال اى كاخ فرخ‌پى كه اندر مرز و بوم رى * تو همچون سايهء عرش و شهنشه سايهء يزدان همانا داده رضوان سنبل و نسيرين باغت را * هواى طرهء حورا صفاى غرهء غلمان تو را اى جنت ثانى چو شد شاه جهانبانى * به صنعا رو به ويرانى نهاد از خجلت غمدان به زيب و فر سراى دلكش بانوى مصرستى * درون صفه‌ات تمثال خسرو شاهد كنعان به نهرت شهد شير و آب و خمر ناب در جنبش * مگر با جوى جنت شير خوردستى ز يك پستان تصاويرت همه دلكش تماثيلت سراسر خوش * روان مانى و آذر ز تشويرت به خود پيچان به جنبش گلبنت چون در ستبرق قامت حورا * فروزان لاله‌ات چون در خورنق چهرهء نعمان رقم زد گوييا نقاش تصوير رواقت را * ز زنگار خط خوبان ز شنگرف لب جانان نگون شد منظر كاووس پيش طاقت اى مشكو * زبون شد شهپر طاوس پيش باغت اى ايوان فرى اى خسروى بنگه چو فردوست دو صد غرفه * به هر غرفه يكى طرفه چو خورشيد فلك رخشان تو را رجحان بود بر كاخ شاهان جمله از خوبى * چو بر شاهان گيتى ناصر الدّين شاه را رجحان تنش را حفظ حق دايه كفش درياى پرمايه * فكنده چتر و سايه ز رى تا مرز تركستان
مجمع الفصحاء ( فارسي ) — صفحة 189 | رضا قليخان هدايت