تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجمع الفصحاء ( فارسي ) — صفحة 187

مساهمون:

ص١٨٧
آنكه شهان بنده‌اش جمله پرستنده‌اش * ويژهء شه شيردل خاصهء شه شيرگير ناصر دين خداى ناصر دين شه كه هست * و الا شخصش به ملك زينت تاج و سرير درگه تدبير و راى چون پدر تهمتن * روز سخا و سخن چون پسر وشمگير كس بر عدلش نبرد نام ز نوشيروان * كس بر كوثر نكرد ياد ز درد عصير سم سمند تو كرد مسكن دشمن نگون * خم كمند تو ساخت گردن اعدا اسير

هم در تهنيت عيد رمضان و مدحت شاهنشاه ايران

اى غنچه ز شرم رخ گلگون تو دلتنگ * ماه رمضان رفت بيار آن مى گلرنگ دلتنگ چو زاهد شد از رفتن روزه * بگشاى سر شيشه و بگشاى دل‌تنگ سى روزه مه روزه به دل رنگ غم افكند * از مصقل مى پاك كن اى ساقى آن رنگ زان مى كه اگر مور خورد قطره‌اى از آن * با شير قوى چنگ زند چنگ پى جنگ زان مى كه به سنگ ار بفشانى دوسه قطره * چون لعل بدخشى شود از پرتو آن سنگ ماه رمضان رفته به شكرانه بده جام * شوال به اقبال رسيد است بزن چنگ وانگه ز من اين چامه به مدح شه جم‌جاه * بسراى به الحان خوش از پردهء سارنگ شه ناصر دين آنكه به درگاه جلالش * صد بنده فزون است ز جمشيد و ز هوشنگ از عدل تو دمساز شود شير به آهو * از باس تو همراه شود باز به تو رنگ امسال سپاه تو هرا ساخته محصور * بفرست سپه سال دگر سوى دز گنگ

در مدايح شاهنشاه ايران ناصر الدّين شاه قاجار

نگار ماه رخ من به روز عيد خليل * ز در درآمد چون بخت شهريار جليل فدا ز جان و دل من همى تقاضا كرد * چنان كه رسم بود هم به روز عيد خليل خميده ابروى او خنجر خليل و دو چشم * به زير خنجر او خفته خوش چو اسماعيل به پيش چشم عليلش فدا نمودم جان * بلى سزاست مر آن را فدا كه گشته عليل به خال چون حجر الاسود و به رخ قبله * زهى لبى كه نمايد بدان حجر تقبيل چو چاه زمزم چاه زنخ وليك نگون * اگرچه چاه نگون نادرست در تخييل
مجمع الفصحاء ( فارسي ) — صفحة 187 | رضا قليخان هدايت