تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجمع الفصحاء ( فارسي ) — صفحة 186

مساهمون:

ص١٨٦
ماهى به رنج روزه شمرديم روز و شب * سى روز بوسه‌ام ز لب اى ماه برشمار سى روزه‌ام خمار بسى داد دردسر * دفع خمار را مى گلرنگ از خم آر ز آسيب روزه سرخ گلت گشته چون زرير * مى نوش و چهره سرخ كن از مى چو لاله‌زار يكمه نفير مغزى مسمار زد به گوش * چندى خروش بلبل بشنو ز مرغزار ماهى مرا دعاى قدح بود ورد روز * خواهم كنون به شب قدحى راح خوشگوار حق مزد روزه كوثر و فردوس وعده داد * گر قول واعظ است درين وعده استوار جام است كوثر من و فردوس روى تست * من مزد خويش پيش ستانم ز كردگار ماه نو ار به آينه بينند مردمان * من ديده‌ام به عارض آيينه‌سان يار ماه نوم به چشم بدان‌سان همىنمود * كز خنگ ره‌نورد ملك نعل زرنگار اختر از آن به روز نبيند كسى كه چرخ * سازد به خاك درگه او هر سحر نثار تيغ كج تو را ظفر و فتح عاشقند * چونان كه بر هلال مه عيد روزه‌دار سرگشته از علاى تو شد اوج بر سپهر * شرمنده از عطاى تو شد موج در بحار گردد ز بيم قهر تو مار شكنج مور * گردد ز عون مهر تو مور ضعيف مار اى از تف حسام تو در شش‌جهت دخان * وى از صف نظام تو در نه فلك غبار

در مدحت حضرت شاهنشاه گيتىپناه ناصر الدّين شاه گويد

قامت و رخسارت است اى صنم دلپذير * سروى و سرو سهى بدرى و بدر منير لعلت ياقوت بار جزعت هاروت‌كار * خندهء آن دلرباى غمزهء اين دلپذير در تو بت نوش‌لب هست دو چيز اى عجب * دل به قساوت حديد بر به لطافت حرير هرگه جعد به خم بازگشايى ز هم * مغز جهانى كنى طبلهء مشك و عبير دانى نالم چرا هرگه بينم تو را * بر گل بويا زند بلبل گويا صفير خيز و نگارا بيار زان مى انده‌گسار * سرخ‌تر از چشم شير تلخ‌تر از پند پير اى قمر چنگ‌زن چنگ به آهنگ زن * ساغر گلرنگ زن شادنشين و هژير شادى اين روز را زان مى غم‌سوز را * دريا دريا بيار كامد عيد غدير آن على ذو العلاء آينهء حق‌نما * مصدر فعل خدا مظهر حى قدير