زنهار در نهان نكنى آن معاملت * كانگه كه آشكار شود زان خجل شوى
فى الحكمة و النصيحة
لاف عرفان حق چگونه زنى * تو كه از خويشتن نه آگاهى
همه او باش تا توانى گفت * ليس فى جبتى سوى اللهى
خواهى كه خدا كار نكو با تو كند * ارواح ملائك همه رو با تو كند
يا هرچه رضاى او در آن نيست مكن * يا راضى شو به هرچه او با تو كند
آن كز پى وصل او به جان مىپويم * او با من و من جمله جهان مىجويم
نىنى كه من اويم و من و او را من * از تنگ مجالى سخن مىگويم
438 ابو الوفاى خوارزمى
از كبار مشايخ خوارزم بوده و به فرشتهء روى زمين شهرت نموده ، مريد شيخ ابو الفتوح خوارزمى است و مولانا حسين بن حسن كاشى صاحب شرح مثنوى معنوى مريد اوست . وى را در تحقيقات رسائل است ؛ از جمله كنز الجواهر از تصنيفات اوست . وفات آن جناب در سنهء 835 اتفاق افتاده از وى قصيده و غزلى به دست نيفتاده ولى به چند رباعى محققانه يادش كنيم . از اوست :
رباعيات
در سينه كسى كه درد پنهانش نيست * چون زنده نمايد او ولى جانش نيست
رو درد طلب كه علت بىدردى * دردى است كه هيچگونه درمانش نيست
* * *
در مذهب آنكه عقل او هست تمام * هستيها را جز به عدم نيست قيام