440 ابو القاسم فندرسكى
نام شريفش ميرزا ابو القاسم و فندرسك از اعمال استرآباد است و آن حضرت در همه علوم كامل و استاد در معقول و منقول وحيد زمانه و در تجريد و تفريد يگانه با شاهعباس صفوى معاصر بوده و مدتى سياحت هندوستان فرموده از تعريف معرا و از توصيف مبراست از اشعار آن جناب تيمنا در اين كتاب نوشته شد :
من قصائده قدس سره
چرخ با اين اختران نغز و خوش و زيباستى * صورتى در زير دارد هرچه بر بالاستى
صورت زيرين اگر با نردبان معرفت * بر رود بالا همان با اصل خود يكتاستى
اين سخن را درنيابد هيچ فهم ظاهرى * گر ابونصرستى و گر بو على سيناستى
جان اگرنه عارضستى زير اين چرخ كهن * اين بدنها نيز دايم زنده و برپاستى
هرچه عارض باشد آن را جوهرى بايد نخست * عقل بر اين دعوى ما شاهدى گوياستى
مىتوانى گر ز خورشيد اين صفتها كسب كرد * روشن است و بر همه تابان و خود تنهاستى
صورت عقلى كه بىپايان و جاويدان بود * با همه هم بىهمه مجموع و هم يكتاستى
جان عالم خوانمش گر ربط جان دارى به تن * در دل هر ذره هم پنهان و هم پيداستى