تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجمع الفصحاء ( فارسي ) — صفحة 147

مساهمون:

ص١٤٧
صراط مستقيم است اينكه گفتم * طريق نعمت اللّه را مكن گم

در صفت امير تيمور گفته و در ديوان حافظ شيرازى بخطا تخليط يافته

نيم‌تنى ملك جهان را گرفت * گشت گدا خسرو روى زمين پاى نه و چرخ به زير ركاب * دست نه و ملك به زير نگين
* * *
ملك خدا مىدهد اينجا كه راست * زهره كه گويد كه چنان يا چنين گفته بودم تو را كه گندم كار * چون تو جو كاشتى برو بدرو هرچه كارى بدانكه بردارى * خواه گندم به كار و خواهى جو نيك و بد هرچه مىكنى يا بى * سخن نيك گوى و بد مشنو

فى الرباعيات رباعى اول را يكى از فضلاى عهد به دو نوشته رباعى ثانى جواب اين سؤال است

دارنده چو تركيب چنين خوب آراست * باز از چه سبب فكندش اندر كم‌وكاست گر خوب نيامد اين صور عيب كراست * ور خوب آمد شكستنش بهر چراست
* * *
تركيب طبايع ار نگشتى كم‌وكاست * صورت بستى كه طبع صورتگر ماست پرورد و بكاست تا بدانند كسان * كاين عالم را مصورى كامرواست
* * *
چشمت همه نرگس است و نرگس همه خواب * لعلت همه آتش است و آتش همه آب رويت همه لاله است و لاله همه رنگ * زلفت همه سنبل است و سنبل همه تاب
* * *