نان خود خوردهام به كسب حلال * مال غيرى نخوردهام به خدا
در خرابات عشق رندانه * روزگارى سپردهام به خدا
تا عزيز خدا و خلق شدم * عزت كس نبردهام به خدا
به خدا زندهام به حق رسول * گرچه از خويش مردهام به خدا
مقطعات
در سر زلفش دل ما مدتى پابست شد * اينچنين ديوانه را چيزى به از زنجير نيست
گر نمىيابى مرادى اين هم از تقصير توست * ور نه در درگاه او از هيچ ره تقصير نيست
گرچه جار اللّه كلام اللّه تفسيرش كند * ارچه تفسير كبير است اينچنين تفسير نيست
و له
راستى كن كه مرد كجرفتار * اندرين ره به منزلى نرسد
باش خاكى ولى چنان كز تو * گرد بر دامن دلى نرسد
نرسد در مقام اهل كمال * سالكى كو به كاملى نرسد
ديدهء او جمال او بيند * رؤيت او به احولى نرسد
هركه بر مسند عدم بنشست * جاه او را تنزلى نرسد
هركه چون ما فتاد در دريا * تا ابد او به ساحلى نرسد
و له
چون كمال همه بود به وجود * نتوان يافت بىوجود كمال
هست عالم همه خيال وجود * وز تجلى اوست بود خيال
* * *
شنيدم ساقى سرمست مىگفت * يكى را جام بخشم ديگرى خم
اگر جام مى آرى پر برى مى * و گر انبان به يارى پر ز گندم
* * *
بگفتم اين تفاوت از چه افتاد * بگفتا اين ز استعداد مردم