تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجمع الفصحاء ( فارسي ) — صفحة 146

مساهمون:

ص١٤٦
نان خود خورده‌ام به كسب حلال * مال غيرى نخورده‌ام به خدا در خرابات عشق رندانه * روزگارى سپرده‌ام به خدا تا عزيز خدا و خلق شدم * عزت كس نبرده‌ام به خدا به خدا زنده‌ام به حق رسول * گرچه از خويش مرده‌ام به خدا

مقطعات

در سر زلفش دل ما مدتى پابست شد * اين‌چنين ديوانه را چيزى به از زنجير نيست گر نمىيابى مرادى اين هم از تقصير توست * ور نه در درگاه او از هيچ ره تقصير نيست گرچه جار اللّه كلام اللّه تفسيرش كند * ارچه تفسير كبير است اين‌چنين تفسير نيست

و له

راستى كن كه مرد كج‌رفتار * اندرين ره به منزلى نرسد باش خاكى ولى چنان كز تو * گرد بر دامن دلى نرسد نرسد در مقام اهل كمال * سالكى كو به كاملى نرسد ديدهء او جمال او بيند * رؤيت او به احولى نرسد هركه بر مسند عدم بنشست * جاه او را تنزلى نرسد هركه چون ما فتاد در دريا * تا ابد او به ساحلى نرسد

و له

چون كمال همه بود به وجود * نتوان يافت بىوجود كمال هست عالم همه خيال وجود * وز تجلى اوست بود خيال
* * *
شنيدم ساقى سرمست مىگفت * يكى را جام بخشم ديگرى خم اگر جام مى آرى پر برى مى * و گر انبان به يارى پر ز گندم
* * *
بگفتم اين تفاوت از چه افتاد * بگفتا اين ز استعداد مردم
مجمع الفصحاء ( فارسي ) — صفحة 146 | رضا قليخان هدايت