ايا بحكمت از اطفال و هيبت از اطلال * تو از عقاب خشنش آرى از براق عقال
نه شاعر است هرآنكو دو بيت نظم كند * نه كيمياست همه يكسره رماد و رمال
چنان كه گفتم لؤلؤ برآيد از لؤلؤ * نه تاج تمسيح آيد ز عقد ماهى وال
مرا كه شاهپسنديد و پاك خاطر او * چو آفتاب بتوحيد پاك داده صقال
اگر ترا خرد و خدمت ملوكستى * بگاه مدح خداوند چون شنيدى قال
اگرت موى بسر بر همه زبان گردد * ز بيم سر همه يكسر چرا نگردد لال
اگر نبود سزاوار بدره شعر رهى * تفضل است و تفضل بهست گاه نوال
و گر نبود تفضل غلط فتاد برو * زبان بريدن تو واجب است و زخم كفال
خدايگان خراسان نوشتى اول شعر * كجاست هندو كجا نيمروز رستم زال
مگر به شهر تو باشد به شهر ما نبود * هواى با دندان و قضاى با چنگال
قدر خريد نديد ايچ كس دوال قضا * اگر بدستى پوشيده نيست بر اطفال
گمان برى كه بتاريخ كس بزرگ شود * زمين سيمينچهر و هواى زر اشكال
مجمع الفصحاء ( فارسي ) — صفحة 1376
مساهمون: رضا قليخان هدايت
ص١٣٧٦