حسود او را مأواسرا محل درك * ودود او را آرامگاه دار سلام
ممدّ او را هردم مراد حاصل كار * عدوّ او را هردم هلاك هادم هام
هواى طالع او مطلع طلوع سعود * كلام طاهر او مالك ملوك كرام
274 شمس اورجندى
و هو قاضى شمس الدّين منصور بن محمود از فضلاى مشهور زمان خود بوده و به صدر الشريعة شهرت فرموده نظم و نثر او معروف روزگار و كمالات صورى و معنوى او مشهور اقطاع و اقطار در به دو حال به خطا رفته برسم حكمت طبيعى ظهور كرده تدريجا ترقيات عظيمه نموده فضلا و شعرا مداحى و صافى او كردندى گاهى شعرى مىگفته از آن جمله است .
برخيز شمع است پياله و شرابست و من و تو * آوازهء مرغ سحرى خاست ز هر سو
برخيز كه برخاست پياله به يكى پاى * بنشين كه بنشست صراحى به دوزانو
مى نوش از آن پيش كه معشوقهء شب را * با روز بگيرند و ببرّند دو گيسو
در ساغر مينا مى رنگين خور و انداز * سنگى دو در اين شيشهء گردندهء مينو