گردون چه جرم دارد كاو نيز در ميانه * بيچارهييست حيران سرگشتهييست كودن
و له ايضا
نقاب زلف به يكسو بنه ز روى چو ماه * كه ماه را نبود بر عذار زلف سياه
مجال دم زدنم نيست پيش چهرهء تو * كه دانم آينه زنگار گيرد از دم آه
قباى وصل تو بس دلنواز تشريفى است * و ليك هست به بالاى آرزو كوتاه
273 شرف قزوينى
اسمش شرف الدّين فضل اللّه و فاضلى است آگاه از استادان طرز سخن و فضلاى صاحب فطن در بدائع و صنايع صاحب وقوف و ازوست اين ابيات محذوف .
از قصيده محذوف النقط اوست
امام و سرور و صدر ممالك اسلام * صلاح ملك و ملل مالك ملوك كرام
ملك محامد و آدم دم و محمد ( ص ) اسم * على ( ع ) مراسم و كرار علم و سعد سهام
سماء سادس صدر سماك رامح رمح * هلال مهر طلوع و سوار سام حسام
ملك محل و ملك مطمح و ملك ادراك * ملك علو و ملك طارم و ملك الهام
دم معطّر او درد ملك را مرهم * دل مطهّر او كوه حلم را آرام
عطاى كامل او مصدر علوم همم * هواى درگه او مورد حصول مرام
ملوك عامل املاك و او محصّل علم * صدور طالع اموال او عدوّ حطام
رسوم كامل او در مصالح اعمال * دهاء سالك او در مسالك اسلام
مدرّس حكما در حصول درس حكم * معلّم علما در اصول علم كلام
حسوده كرماد كلامه كلآل * عدوّه كحمام حماؤه كحمام