و له ايضا
در حرير چين نهفته ياسمين * بر گل سورى شكفته ضيمران
روى رنگين و تن سيمين تو * ماه تابانست بر سرو روان
سرو سيمينت چو سوسن در حرير * ماه تابانت چو گل بر پرنيان
طوطى خط ترا شكّر پناه * آب رخسار ترا آتش مكان
چون مسيح از شكرافزايى حيات * چون خليل از آتش آرى ارغوان
عنبر ساراست زلف پرخمت * كرده مه در عنبر سارا نهان
خلق دستورش مگر بخشيد بوى * كز نسيم او معطر شد جهان
و له ايضا
آن معنبرخط مشكين تو پيرامن ماه * كرد پرخون جگر سوختهء مشك سياه
رونق ماه رخ افزود ز خط شبرنگ * شود آرى ز شب تيره فزون رونق ماه
از شب تيره خط آخر چه كشى بر رويى * كز لطافت نتوان كرد بر آن روى نگاه
ماه گردون ز خجالت چو به رويت نگرد * از نزارى چو سر موى شود هر سر ماه
روى آراستهء خويش در آيينه ببين * گر نديدى مه تابان كه بود در خرگه
دل مهجور مرا از خطر غمزهء تو * جز جناب فلكآراى ملك نيست پناه
و له ايضا
اى لب لعل تو چون آب خضر روحافزاى * بوى زلفت چو نسيم سحر اندوهزداى
رشته لولو منظوم تو ياقوت سلب * پردهء طرهء شبرنگ تو خورشيدنماى
آهوى چشم تو بر شير فلك آخته تيغ * طوطى خط تو بر تنگ شكر ساخته جاى