چون كرسى روان شده با چار قائمه * چون كشتى دوان شده با چار لنگرست
آهو خرام و گور سرين و پلنگ طبع * خرگوش گام و شيردل و پيلپيكرست
از بانگ او چو باران زهره همىچكد * زيراكه خود چو برق و صهيلش چو تندرست
تاب دمش لطيف چو جعد سمنبران * شكل سمش خميده چو ابروى دلبرست
و له ايضا
تار زلف سنبل از باد بهارى درهم است * بوستان از ابر آزارى چو جنت خرم است
بوستان از پرتو گلبن پر از مهر و مهست * آسمان از نغمهء بلبل پر از زير و بم است
نوعروسان چمن را در چمن جشنست و سور * ازچه بىموجب بنفشه در لباس ماتم است
بلبل ار با يكزبان سحبان شد از باد بهار * پس چرا با دهزبان سوسن چو باقل ابكم است
راه بستان از نثار مقدم سلطان گل * از شكوفه همچو راه كهكشان پردرهم است
غنچهء گل پرعبير و جام لاله پرشراب * چشم نرگس پرخمار و زلف سنبل پرخم است
اينهمه آيين و زيب و زينت اندر بوستان * از نسيم روضهء خلد امام اعظم است