ساخت ز عاج سپيد سى و دو شطرنج * لعب زمان را و دستبرد بيان را
بر خط ابروش از مقوس ابرو * شكل دو طغرا فروكشيد نشان را
عدل خداحافظ است ور نه درين بحر * حوت بيكدم فروبرد سرطان را
شعلهء قدسش بسوخت خرمن ادراك * نور جمالش بدوخت چشم عيان را
احمد مختار راب خلق فرستاد * آن مه شرع و شه خليفه نشان را
آنكه نمودى به زخم ناوك انگشت * از سپر ماه چارده دو كمان را
دود بلاش ار به خاك مصر درآيد * پشه به خرطوم بركشد هرمان را
من قصائده عليه الرحمة
زهى عظيم خطر مركب جهانپيما * كه تيزتك چو سپهر است و راسترو چو قضا
لطيف شكل چو طاوس و تيزپر چو عقاب * به رهبرى چو غراب و به فرخى چو هما
اثير موكب و دريا نهيب و كوه شكوه * زحل محل و فلك هيئت و قمرسيما
شهاب سرعت و چرخ انقلاب و برق شتاب * سحاب نهضت و صرصر تك و جهانپيما
شناورى كه به سر در رود به آب محيط * تكاورى كه به تك بگذرد ز باد صبا
فروخزد ز سر موج كوهسان به نشيب * چنانكه از سر كوه بلند اژدرها
مقوسى كه نمايد در آب مينارنگ * به شكل قوس قزح بر صحيفهء مينا
تنش ز تختهء ساج و رگش ز رشتهء ليف * توان ز آب روان و روان ز باد هوا