فى التوحيد و التحقيق
اى بود تو از كى نى وى ملك تو تا كى نى * عشق تو و جان من جز آتش و جز نىنى
بركشته ديت باشد اى شادى اين كشته * صد كشتهء هو ديدم امكان يكى هى نى
اى ديده عجايبها بنگر كه عجب اينست * معشوق بر عاشق با وى نى و بىوى نى
امروز به بستان آى در حلقهء مستان آى * مستان خرف از مستى وانجا قدح مى نى
مستند نه از ساغر بنگر به شتر بنگر * بر خوان أ فلا ينظر معنيش برين پى نى
در مؤمن و در كافر بنگر تو به چشم سر * جز نعرهء يا رب نى جز نالهء يا حى نى
آنجا كه همىجويى زانست كزو سيرى * زانجا كه گريزانى جز لطف پياپى نى
قىكردهء فرعونست گنجى كه درين كون است * قىكردهء سگ چبود ما را سر آن قى نى
از ابجد انديشه يا رب تو بشو لوحم * در مكتب درويشان خود ابجد و حطى نى
شمس الحق تبريزى آنجا كه تو افروزى * در تابش خورشيدش هرگز خطر دى نى
و له ايضا
اى برده اختيارم تو اختيار مايى * من شاخ زعفرانم تو لالهزار مايى
من باغ بوستانم سوزندهء خزانم * باغ مرا بخندان كاخر بهار مايى