فى الارادة و الحب و صفات المحبوب
جز لطف و جز حلاوت خود از شكر چه آيد * جز نور پخش كردن خود از قمر چه آيد
جز رنگهاى دلكش از بوستان چه خيزد * جز برگ و جز شكوفه از شاخ تر چه آيد
جز طالع مبارك از مشترى چه بينى * جز نقدهاى روشن از كان زر چه آيد
از ديدن جمالى كو حسن آفريند * باللّه يكى نظر كن كاندر نظر چه آيد
ماييم و شور مستى مستى و مىپرستى * زينسان كه ما شدستيم از ما دگر چه آيد
مستى تو مستتر شو بىزير و بىزبر شو * بىخويش و بىخبر شو خود از خبر چه آيد
چيزى ز ماست باقى مردانه باش ساقى * در ده مى رواقى زين مختصر چه آيد
چون گل رويم بيرون زين جامههاى پرخون * مجنون شويم مجنون زين خواب و خور چه آيد
اى شه صلاح دين تو بيرون مشو ز صورت * بنما فرشتگان را تو كز بشر چه آيد
فى بيان الصحو بعد السكر و مقاماته
بعد از سماع گويى كان شورها كجا شد * يا خود نبود چيزى يا بود و او فنا شد
منكر مباش بنگر اندر عصاى موسى * يكلحظه آن عصا بود يكلحظه اژدها شد