حيوان را به رتبه و مقدار * دايه و مطبخى و خوانسالار
نقش نوشاد را ازو شادى * سرو آزاد ازو به آزادى
زو كشيده گشاده شد به بهار * پنجهء سرو و چهرهء گلنار
گرچه اين دايه از كرانه مرا * تربيت كرد مادرانه مرا
چون گيا بىخبر همىخوردم * با گيا همرهى همىكردم
اولين سبز ساخت كسوت من * بعد از آن لعل بافت خلعت من
چون بريدم ز لعل و سبز اميد * باز دادم يكى قماط سپيد
چون دريدم قماط سيمابى * دوخت بازم قباى عنابى
ساخت زان پس مرا به مستورى * كرته عودى و حجره كافورى
حجرهيى پر ز ديو هفت سرى * ششسوى چار بخش و پنج درى
چون درون از لباس تن پرداخت * از برون حجره را غلافى ساخت
پس مرا از براى هرنه برخ * كرد نه ماه جلوه بر نه چرخ
دست آخر چو جلوه كرد تمام * شربتم جامه كرد و جامه طعام
چون قوى پنج گشت بنيادم * پس به شهر پدر فرستادم
در مراتب نفس انسانى و آغاز تركيب فرمايد
يافتم بر كران روم و حبش * شهرى اندر ميان آتش خوش
از برونش نو و درونش مسن * تربتش حادث و هواش عفن
ميوهدارانش سرنگون از تاب * همچو سايهء درخت بر لب آب
راستنىهاش چون دل دانا * شاخ در شيب و بيخ در بالا
ساخته خيمهها ز باد و تراب * ميخها ز آتش و طناب از آب
ساحتش گشتن و سياحت را * راحتش كشتن و جراحت را
ملكى با دو روى و بادهسر * اصل او از دو مادر و دو پدر
پنج سر مشرفات هامونى * پنج سر منهيات گردونى
ذات اشراق و مايهء اشراف * دادهء علم و زادهء انصاف