در اثبات حقيقت امير المؤمنين على بن ابى طالب و ذم ديگران ، گفته :
كار عاقل نيست در دل مهر دلبر داشتن * جان نگين مهر و مهر شاخ بىبر داشتن
چون نگردى گرد معشوقى كه روز وصل او * بر تو زيبد شمع مجلس مهر انور داشتن
هركه چون كركس به مردارى فرود آورده سر * كى تواند همچو طوطى طعم شكر داشتن
رايت همت ز ساق عرش بربايد فراشت * تا توان افلاك زير سايهء پر داشتن
بحر پر كشتى است ليكن جمله در گرداب خوف * بىسفينهء نوح نتوان چشم معبر داشتن
چون همىدانى كه شهر علم را حيدر در است * خوب نبود جز كه حيدر مير و مهتر داشتن
كى روا باشد به افسون و حيل در راه دين * ديو را بر مسند قاضى اكبر داشتن
من چه گويم چون تو دانى مختصر عقلى بود * قدر خاك افزونتر از گوگرد احمر داشتن
آفتاب اندر سما با صد هزاران نور و تاب * زهره را كى زهره باشد چهره ازهر داشتن
خضر نام آورد ليلى را كمربسته چو كك * جاهلى باشد ستور لنگ رهبر داشتن
گر همىخواهى كه چون قهرت بود مهرت بود * مهر حيدر بايدت با جان برابر داشتن
جز كتاب اللّه عترت ز احمد مرسل نماند * يادگارى كان توان تا روز محشر داشتن