چون درخت دين به باغ شرع در حيدر نشاند * باغبانى زشت باشد جز كه حيدر داشتن
علم چبود فرق دانستن حقى از باطلى * نى كتاب زرق شيطان جمله از برداشتن
هشت بستان را كجا هرگز توانى يافتن * جز به حب حيدر و شبير و شبر داشتن
اى به درياى ضلالت در گرفتار آمده * زين برادر يكسخن بايدت باور داشتن
يوسف مصرى نشسته با تو اندر انجمن * زشت باشد چشم را بر نقش آزر داشتن
احمد مرسل نشسته كى روا دارد خرد * دل اسير سيرت بوجهل كافر داشتن
من سلامت خانهء نوح نبى بنمايمت * تا توانى خويشتن را ايمن از شر داشتن
رو مدينهء علم را در جوى پس در وى خرام * تا كى آخر خويش را چون حلقه بر در داشتن
مر مرا بارى نكو نايد ز روى اعتقاد * حق زهرا بردن و دين پيمبر داشتن
آنكه او را بر سر حيدر همىخوانى امير * از ره معنى نتاند كفش قنبر داشتن
از پس سلطان ملكشه چون نمىدارى روا * تاج و تخت پادشاهى جز كه سنجر داشتن
از پس سلطان دين پس چون روا دارى همى * جز على و عترتش محراب و منبر داشتن
مجمع الفصحاء ( فارسي ) — صفحة 959
مساهمون: رضا قليخان هدايت
ص٩٥٩