تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجمع الفصحاء ( فارسي ) — صفحة 693

مساهمون:

ص٦٩٣

و له ايضا

همىكنند تفاخر به دولت سلطان * يكى سپهر و دوم انجم و سيم اركان به فر دولت و ديدار او همىنازند * يكى سرير و دوم مسند و سيم ايوان ز دست و نام و مديحش همى شرف يابند * يك نگين و دوم دفتر و سيم ديوان سخا و رافت و عدلند در طبيعت او * يكى مقيم [ و ] دوم ساكن و سيم پنهان اگر ز رايحهء خلق او اثر يابند * يكى سفال [ و ] دوم خاره و سيم سندان سفال و خاره و سندان ز لطف او زايند * يكى عبير و دوم عنبر و سيم ريحان ايا شهى كه ز تو گر اجازتى يابند * يكى عطارد و دوم مه و سيم كيوان گه مكاتبه و بزم و بار باشندت * يكى دبير و دوم ساقى و سيم دربان اگر شوند سه شاعر به عهد تو زنده * يكى لبيد و دوم نابغه سيم حسان در آفرين و مديح و ثناى تو گردند * يكى اسير و دوم عاجز و سيم حيران كنند با تو همى عقل و دولت و اقبال * يكى وفا و دوم بيعت و سيم پيمان