تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجمع الفصحاء ( فارسي ) — صفحة 687

مساهمون:

ص٦٨٧

در مدح سلطان سنجر سلجوقى

ز عدل كامل خسرو ز بذل شامل سلطان * تذرو كبك و گور و مور گشتستند در كيهان يكى همخوابهء شاهين دگر همخانهء طغرل * سه ديگر مونس ضيغم چهارم محرم ثعبان خداوند جهان سنجر كه همواره چهار آيت * بود در رايت و راى و جبين و روى او پنهان يكى بهروزى دولت دويم پيروزى ملت * سه ديگر زينت دنيا چهارم نصرت ايمان بنان اوست در بخشش سنان اوست در كوشش * لقاى اوست در مجلس لواى اوست در ميدان يكى ارزاق را باسط دوم ارواح را قابض * سه ديگر سعد را مايه چهارم فتح را برهان شد اندر دور او باطل شد اندر عهد او ناقص * شد اندر قرن او حاصل شد اندر وقت او پنهان يكى ناموس كيخسرو دوم مقدار اسكندر * سه ديگر نام افريدون چهارم ذكر نوشروان ز نور راى او قاصر ز جود دست او عاجز * ز فر خلق او واله ز لطف طبع او حيران يكى خورشيد رخشنده دوم درياى جوشنده * سه ديگر سايهء طوبا چهارم چشمهء حيوان بود بىرأى تو دولت بود بىطبع تو آتش * بود بىعدل تو عالم بود بىمدح تو ديوان يكى چون آسمان بىمه دوم چون بوستان بىگل * سه ديگر چون صدف بىدر چهارم چون تن بىجان