در ناف كوه نقره و در كام سنگ لعل * در قعر آب گوهر و در جوف خاك زر
گنجشك و مور و پشه و روباه بگسلند * گر در حريم جاه تو يابند مستقر
منقار باز جره و خرطوم پيل مست * دنبال مار گرزه و چنگال شير نر
لغز به اسم قلم و مدح وزير گفته است
چيست آن مرغى كه ناسايد زمانى از صفير * شخصش اندوده به زر و فرقش آلوده به قير
با تن باريك و از افعال او دولت سمين * با رخ تاريك و از آثار او ملت منير
چون بنالد جسم او جسم هنر گردد قوى * چون بگريد چشم او چشم ظفر گردد قرير
گرچه بىگوشست باشد در همه حالى سميع * ورچه بىهوشست باشد از همه سرى خبير
صورت او بر مثال ماهىيى كورا بود * از شبه فرق و ز گلاندام و از سيم آبگير
سعى او بگشايد و تأثير او برهم زند * كشورى گاه تحرك لشكرى وقت صرير
گه معانى را خزانه گه امانى را دليل * گه مصالح را وساطه گه منايح را سفير
گه ببارد همچو دست مهتر عالم گهر * گه برآرد همچو خصم مجلس عالى نفير