202 جويبارى بخارى
و هو ابو اسحاق محمد ابراهيم بن محمد بخارايى از فضلا و علماى عهد آل سامان بوده است و گويند زرگرى مىنموده است در طاعت و عبادت گوى برترى از معاصرين مىربوده است از او است :
به سبزه بنهفت آن لاله برگ خندان را * به ابر پنهان كرد آفتاب تابان را
بهسوى هر دو مهش بر دو شاخ ريحان بود * به شاخ مورد بپيوست شاخ ريحان را
به ابر نيسان مانم كنون من از غم او * سزد كه صنعت خوبست ابر نيسان را
به يك گذر كه سحرگاه بر گلستان كرد * بهشت كرد سراسر همه گلستان را
203 جبلى غرجستانى
اسمش سيد عبد الواسع مولد و منشاء آن جناب غرجستان و به روزگار دولت غزنويه و آل سلجوق ظهور كرده روزگارى در هرات به كسب كمالات كوشيده و كسوت زهد و ورع بر نفس نفيس پوشيده مداحى سلطان سنجر نموده و شيوهء مخصوص اختراع فرموده چندى نيز در غزنين در خدمت سلطان بهرام شاه بن مسعود بوده وى سيدى نجيب و فاضلى اديب است و صاحب مقام رفيع و پسر سيد عبد الجامع بن عمر بن ربيع است وفاتش در سنهء پانصد و پنجاه و پنج و بعضى جز اين نيز گفتهاند به هر صورت فاضلى است حكيم و شاعرى است كليم متصف به صفات حميده و متخلق به اخلاق گزيده طرزش دلكش و متين و قصايدش زيبا و رنگين ديوانش ديده شده و اين اشعار از او گزيده :