از هيبت تست در تب و لرز * ارواح اقارب و اجانب
چونان كه ز تيغ صبح صادق * لرزهست فتاده بر كواكب
الفاظ تو حجتست در شرع * چونان كه نصوص در مذاهب
و له ايضا
شاه جوانست و بخت شاه جوانست * كار جهان لاجرم به كام از آن است
تخت بنازد همى و در خور اينست * تاج بخندد همى و لايق آن است
روضهء فردوس بايدت كه ببينى * مملكت شاه بين كه راست چنان است
در همه اطرافهاش عصمت و عدلست * در همه اقطارهاش امن و امان است
شير در او بدرقهست و مار فسونگر * غول دليل رهست و گرگ شبان است
دولتجويى به طبع حلقهبهگوشست * نصرتخواهى به طوع بسته ميان است
تو منگر اينكه شاه اندك سالست * پير خرد بين مريد شاه جوان است
سال گر اندك گذشت زان چه خلل يافت * عمرش اگر بيش ماند زان چه زيان است
گشت جهان از نهيب عدل تو چونانك * شير علم روز باد در خفقان است
باس تو در طبع آفتاب اثر كرد * زردى رويش علامت يرقان است
رخش تر ازين مه و ركاب ثرياست * طوق ز اكليل وز مجره عنان است
سبزه ز سير آخور سپهر چريدهست * ماه نو از نعل او كمينه نشان است
گرنه علفزار اوست از چه فلك را * خرمن ماهست و راه كاهكشان است
در مدح خواجه قوام الدّين وزير گفته
تا صبا در نقشبندى خامه بر عنبر ز دست * صد هزاران لعبت از جيب زمين سر بر ز دست
طرهء شاخ شكوفه بس پژوليده بود * دوش با لاله مگر در بوستان ساغر ز دست