198 جمال الدّين اصفهانى
به جمال الدّين عبد الرزاق مشهور است و والد ماجد كمال الدّين اسماعيل اصفهانيست . در انواع هنر بىعديل و در اقسام كمالات بىبديل بوده و در زمان جلال الدّين محمد خوارزمشاه ظهور نموده اكابر صاعديه را كه در آن زمان در اصفهان جلالت و ايالت داشتهاند مدح گفته معاصرين وى حكيم خاقانى و مجير الدّين بيلقانى و غير هم بودهاند مراسلات وى كه منظوما به حكيم خاقانى نوشته معروف است ديوان او را بعضى پنج هزار بيت و برخى زياده نيز گفتهاند در اين زمان ديوانش كمياب است فقير مجموعهيى از اشعار وى ديده و بعضى از قصايد وى را انتخاب كرده در اين كتاب تيمنا و تبركا ثبت مىنمايد از اوست :
در لغز آب فرمايد
آن جرم پاك چيست چو ارواح انبيا * چون روح بالطافت و چون عقل باصفا
گردندهء مطيع و خروشندهء خموش * مردافگن ضعيف و سبك قيمت روا
خالى ز نقش و رسم و چو صوفى كبودپوش * فارغ ز رنگ و بوى چو پيران پارسا
گه خوار و گه عزيز گهى پست و گه بلند * گه تيره گاه صافى و گه درد و گه دوا
با چشم عاشقان و رخ دلبران قرين * وز چشم سفلگان و رخ مفلسان جدا
گه همعنان باد صبا گشته در سفر * گه در ركاب خاك زمين گشته مبتلا