دشمن ز حملهء تو شود بىقرار از آنك * با صرصر خزان نپذيرد قرار گل
در تهنيت جلوس ركن الدّين فيروز بن شمس الدّين دهلوى قصيدهيى گفته كه اين دو بيت از آن است
مبارك باد ملك جاودانى * ملك را خاصه در عهد جوانى
يمين الدوله ركن الدّين كه آمد * درش از يمن چون ركن يمانى
195 ترككشى ايلاقى
صاحب تذكرهء عرفات او را از قدما داند و از مشاهير امرا خواند اين قطعه منسوب به اوست :
رادمردى به دهر دانى چيست * باهنرتر ز خلق گويم كيست
آنكه با دوستان تواند ساخت * آنكه با دشمنان تواند زيست
196 تاج الدّين بن مسعود بن احمد
عالمى فاضل و فاضلى كامل بوده صدرالشريعهاش مىخواندند و بدر سپهر دانشش مىدانستند محمد عوفى گفته به ملازمت وى رسيدم و استفادات از فضائل وى كردم در نظم و نثر نهايت قدرت داشته سلطان ابراهيم بن طمغاج را معاصر و مداح بوده در تذكرهء تقى اوحدى چند رباعى از وى ديده شده .
شادى ز تو هرچند بسى نيست مرا * هم جز غم تو همنفسى نيست مرا