تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجمع الفصحاء ( فارسي ) — صفحة 621

مساهمون:

ص٦٢١
طريق انتخاب و شايستهء اين خجسته كتاب لهذا اين چند بيت از آن نامه در اين دفتر مزيد دانش دانايان را تحرير مىپذيرد :

پندنامهء نوشيروان

سپاس از خداوند چرخ بلند * كه در دل نگنجد ازو چون و چند جهان‌آفرين كردگار سپهر * فروزندهء پيكر ماه و مهر نگارندهء گنبد گوژپشت * نمايندهء راه نرم و درشت بجز بندگى مر تو را كار نيست * بدين پرده اندر تو را بار نيست نهالى ز دانش بكارم همى * خرد را بر او برگمارم همى كه چون گشن گردد ورا شاخ و نرد * ازو بهره گيرد خردمند مرد چو دانش بود با خرد بهترست * كه كانست دانش خرد گوهرست كسى كو تن خويشتن را شناخت * به ميدان كام اسب اقبال تاخت ز دانا توان يافت آرام دل * ز نادان نيابد كسى كام دل ببايد پذيرفت پند حكيم * كه پند حكيمان به از زر و سيم چنين گفت فرزانهء پيش‌بين * كه برگشت بسيار گرد زمين هرآن‌كو پذيرندهء پند نيست * بجز از در خوارى و بند نيست ز ناگفتى هركه باشد خموش * دلش از شنيدن نيايد به جوش ز گفتار بيهوده جز رنج نيست * چو خاموشى اندر جهان گنج نيست هرآن‌كو كند كار ناكردنى * بود بر ره كيش اهريمنى ز ناكردنى كارها دور باش * خرد پادشا كن تو دستور باش نكوهيده باشد بر خلق دزد * بود كشتن دزد بر خلق مزد بدزدى مكن دست هرگز دراز * اگر چند باشى اسير نياز از اول درخت جوانه به كار * پس آنگه كهن را همى برزكار يكى نانشانده يكى بركنى * بود بىگمان خويشتن دشمنى بدين حسب و اين حال و اين داورى * يكى بيت گويد نكو عنصرى