طريق انتخاب و شايستهء اين خجسته كتاب لهذا اين چند بيت از آن نامه در اين دفتر مزيد دانش دانايان را تحرير مىپذيرد :
پندنامهء نوشيروان
سپاس از خداوند چرخ بلند * كه در دل نگنجد ازو چون و چند
جهانآفرين كردگار سپهر * فروزندهء پيكر ماه و مهر
نگارندهء گنبد گوژپشت * نمايندهء راه نرم و درشت
بجز بندگى مر تو را كار نيست * بدين پرده اندر تو را بار نيست
نهالى ز دانش بكارم همى * خرد را بر او برگمارم همى
كه چون گشن گردد ورا شاخ و نرد * ازو بهره گيرد خردمند مرد
چو دانش بود با خرد بهترست * كه كانست دانش خرد گوهرست
كسى كو تن خويشتن را شناخت * به ميدان كام اسب اقبال تاخت
ز دانا توان يافت آرام دل * ز نادان نيابد كسى كام دل
ببايد پذيرفت پند حكيم * كه پند حكيمان به از زر و سيم
چنين گفت فرزانهء پيشبين * كه برگشت بسيار گرد زمين
هرآنكو پذيرندهء پند نيست * بجز از در خوارى و بند نيست
ز ناگفتى هركه باشد خموش * دلش از شنيدن نيايد به جوش
ز گفتار بيهوده جز رنج نيست * چو خاموشى اندر جهان گنج نيست
هرآنكو كند كار ناكردنى * بود بر ره كيش اهريمنى
ز ناكردنى كارها دور باش * خرد پادشا كن تو دستور باش
نكوهيده باشد بر خلق دزد * بود كشتن دزد بر خلق مزد
بدزدى مكن دست هرگز دراز * اگر چند باشى اسير نياز
از اول درخت جوانه به كار * پس آنگه كهن را همى برزكار
يكى نانشانده يكى بركنى * بود بىگمان خويشتن دشمنى
بدين حسب و اين حال و اين داورى * يكى بيت گويد نكو عنصرى