نگار من آن چون قمر بر صنوبر * نه مانى چنو كرد صورت نه آزر
دو خدش بسان دو ماه منقش * دو جعدش بسان دو شام معنبر
نه ديدى نهبينى چو روى و چو قدش * نگارى به كشمير و سروى به كشمر
و له
سر بر كشيده شاه سپر غم ز گرد خويش * چون قبهء زمرد بر شاخكى نزار
يا سبز جامهاى كه چو بر ما گذر كند * از ساق بركشد به كتف دامن و ازار
و له ايضا
هميشه خرم و آباد باد تركستان * كه قبلهء شمنانست و جايگاه بتان
بتان او همه گويا و شكرين سخنند * به بوسه راحت جان و به غمزه آفت جان
يكى بيامد از ايشان و اين دلم بربود * به جان و دل بنهاد آتشى زبانهزنان
بتى شمنكش و جادوفريب و سحرنما * به رخ بهاربهار و به مهر باد خزان
به جلوه اندر چون آهوى رميده زيور * به رزم اندر چون شير و اژدهاى دمان
به زير سايهء زلفش همه زيادت و سود * به زير سايهء تيغش همه بلا و زيان
كشيده تيغش جان عدو كشيده بدم * دو زلف و جعدش باريده مشك بر خفتان
دو چشم تنگ و دهن تنگ و تنگدل به حديث * شكسته زلف و بگاه سخن شكسته زبان