تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجمع الفصحاء ( فارسي ) — صفحة 610

مساهمون:

ص٦١٠
كتاب ابن خلكان مفصلا مسطور و مرقوم و مايهء فضلش معلوم است طبع عالى داشته از اوست :

من قصائده

از جوهر لطافت محض آفريد رز * آنكو جهان و خلق جهان را بيافريد از رز بود طعام و هم از رز بود شراب * از زر بودت نقل و هم از رز بود نبيد شادى فرخت و خرمى آن كس كه رز فروخت * شادى خريد و خرمى آن كس كه رز خريد انگور تاك او نگر و وصف او شنو * وصف تمام گفت ز من بايدت شنيد آن خوشه بين فتاده بر او برگهاى سبز * هم ديدنش خجسته و هم خوردنش لذيذ ديدم سياهروى عروسان سبزموى * كز غم دلم به ديدن ايشان بيارميد گفتى كه شاه زنگ يكى سبز چادرى * بر دختران خويش به عمدا بگستريد آگه نبودم ايج كه دهقان مرا ز دور * با آن بزرگوار عروسان همىبديد آن گردن لطيف عروسان همىگرفت * پيوندشان به تيغ برنده همىبريد زير لگد به جمله همىكشتشان به زور * چونان كه پوست بر تن ايشان همىدريد اندر ميان سنگ نهان كرد خونشان * دهقان و لب ز خشم به دندان همىگزيد