گاو باز از دهن بره گل زرد گرفت * در چراگاه پر از نرگس اين سبز تلال
غنچه در خنده چو صبح از پى آنست كه هست * هر دو را جيب پر از زر طلى مالامال
لاله را خرقه به خون غرق و بنفشه ز غمش * چون مصيبتزده كجگردن و نيلىسربال
شب يكى زنگى پستى كه بود آبلهروى * روز رو مى درازى كه بود بس به جمال
روز با تاج زر و شب به قباى گلريز * شب و روزند غلامان شه خوبخصال
آن محمد علم جم حشم عيسى دم * آن قضا راى قدر رايت خورشيد نوال
آسمانش مگسى سبز نمايد در چشم * چون هماى سر چتر تو گشايد پروبال
رمح تو مار ولى عامل او ده ماهى * خنگ تو چرخ ولى حامل آن چار هلال
و له ايضا
اى بت مارخط ماهخد مور ميان * چند آخر به يكى موى كشى كوه گران
پردهء روى ثرياى تو يكذره شفق * برقع چهرهء مهر تو يكى پاره دخان
شكن زلف تو را لالهء تر در شمشاد * لعل در پاش تو را يخچه در آتش پنهان