اين رباعى را در مدح خواجه شمس الدّين گفته و رباعى ثانى را خواجه گفته و سيصد بره به او صله داده
دنيا چو محيطست و كف خواجه نقط * پيوسته به گرد نقطه مىگردد خط
پروردهء او كه و مه و دون و وسط * دولت ندهد خداى كس را به غلط
* * *
سيصد برهء سفيد چون بيضهء بط * كاو را ز سياهى نبود هيچ نقط
از گلهء خاص مانه از جاى غلط * چوپان بدهد به دست دارندهء خط
180 بدر الدّين كرمانى
بدر الدّين كرمانى از افاضل بوده و او را محى المشاط نوشتهاند در تذكرهء عرفات تقى الدّين اوحدى اين اشعار از او ديده شد زياده از احوالش اطلاعى حاصل نيست .
نظم
درين سواد و بياض ليالى و ايام * كه آسمان صحفش مىگشايد املى را
همى دلايل آنست كاندر اوج كمال * هزار سال بمانى هزار معنى را
خجسته بخت تو از دور چرخ مستغنيست * چه حاجتست به فرش و به خانه عيسى را
ثبات دولت تو فارغست از نكبات * ز گرد جنبش نكباچه باك رضوى را