در مدح صاحب ناصر الدّين طاهر
اى سراپردهء سفيد و سياه * اى بلندآفتاب و والاماه
بين كه بركرد مرغ و ماهى را * شغب از خوابگاه و خلوتگاه
شد يكى را سبك عنان شتاب * شد يكى را گران ركاب شناه
اى بخار بحار كله ببند * وى عروس بهار حله بخواه
اى مرصع دوات مصرى كلك * اى همايونبساط و ميمونگاه
روز عيدست و تهنيت شرطست * عيد را تهنيت كنند به گاه
به ملاقات بزم صاحب عصر * به زمين بوس صدر ثانى شاه
طاهر بن مظفر آنكه ظفر * جز پى رايتش نداند راه
راى او را مگر ملاقاتى * خواست افتاد با فلك ناگاه
اتفاقا ز عين گستاخى * سوى او آفتاب كرد نگاه
هرچه اين مىگشود بند قبا * آن فرومىكشيد پر كلاه
در تهنيت فتح ابو الفتح ملكشاه ثانى
آمد به سلامت بر من ترك من از راه * پرداخته از جنگ و برآسوده ز بدخواه
چون سرو سهى قامت و شايستهتر از سرو * چون ماه دوهفته رخ و بايستهتر از ماه
سروست اگر سرو زند گوى به ميدان * ماهست اگر ماه زند چنگ به خرگاه
من باده همىخوردم و او چنگ همىزد * من شعر همىگفتم و او ساخت همى راه
تا روز همىگفت كه چون بود به يك روز * فتح ملك عادل ابو الفتح ملكشاه