به سعى كلك تو كز خاصيت هست * صريرش را مزاج صدمهء صور
جهاندارى كجا آيد ز نااهل * سقنقورى كجا آيد ز كافور
و له
شب و شمع و شكر و بوى گل و باد بهار * مى و معشوق و دف و رود و نى و بوس و كنار
سبزه و آب و گلافشان [ و ] صبوحى در باغ * نالهء بلبل و آواز بت سيم عذار
خوش بود خاصه كسى را كه توانايى هست * واى بر آنكه دلى دارد و آن هم افگار
ساقيا خيز كه گل رشگ رخ حورا شد * بوستان جنت و مى كوثر و طوبيست چنار
چربدستى فلك بين تو كه بىخانه و رنگ * كرد اطراف جهان را همه پرنقش و نگار
شكل غنچهست چو پيكان كه بود در آتش * برگ بيدست چو تيغى كه بود در زنگار
گل نارست درخشنده چو ياقوتى جام * دانهء نار چو لؤلوئى و چو درجيست انار
و له ايضا
باد شبگيرى نسيم آورد باز از جويبار * ابر نوروزى علم افراشت باز از كوهسار
اين چو پيكان بشارت بر شتابان در هوا * وان چو پيلان جواهركش خرامان در قطار