تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجمع الفصحاء ( فارسي ) — صفحة 561

مساهمون:

ص٥٦١
يا در آن حوران سب كودك شروعى مىكند * كز تصنع گه مخطط گاه امرد مىرود بر زبان دور گردون در جواب هر سؤال * ذكر دوران علاء الدّين محمد مىرود آنكه پيش سايهء او سايه و خورشيد را * در نشستن گفت‌وگوى صدر و مسند مىرود خاك پايش را ز غيرت آسمان بر سنگ زد * تابگاه خرج موزون يا معدد مىرود گفت صراف قضا اى شيخ اگر ناقد منم * در ديار ما به صرف فرق فرقد مىرود وصف مىكردم سمندش را شبى با آسمان * گفتم اين رفتار بين كان آسمان قد مىرود گفت دى بر طرف كوهى بود پويان گفتمى * آفتابستى كه سوى بعد ابعد مىرود ماه بشنيد اين سخن آسيب زد بر منطقه * گفتمش آيا تا حديث نعل و مقود مىرود

در مدح وزير سلطان گويد

اى وزارت را جمال و آفرينش را كمال * اى جهان را صدور دين را مجد و دنيا را مجير كهربا رنگ آمد اندر بيشهء قهرت بقم * ارغوان‌گون آمد اندر باغ انصافت زرير داده سرهنگان درگاهت دو پيكر را كمر * كرده شاگردان ديوانت عطارد را دبير