يا در آن حوران سب كودك شروعى مىكند * كز تصنع گه مخطط گاه امرد مىرود
بر زبان دور گردون در جواب هر سؤال * ذكر دوران علاء الدّين محمد مىرود
آنكه پيش سايهء او سايه و خورشيد را * در نشستن گفتوگوى صدر و مسند مىرود
خاك پايش را ز غيرت آسمان بر سنگ زد * تابگاه خرج موزون يا معدد مىرود
گفت صراف قضا اى شيخ اگر ناقد منم * در ديار ما به صرف فرق فرقد مىرود
وصف مىكردم سمندش را شبى با آسمان * گفتم اين رفتار بين كان آسمان قد مىرود
گفت دى بر طرف كوهى بود پويان گفتمى * آفتابستى كه سوى بعد ابعد مىرود
ماه بشنيد اين سخن آسيب زد بر منطقه * گفتمش آيا تا حديث نعل و مقود مىرود
در مدح وزير سلطان گويد
اى وزارت را جمال و آفرينش را كمال * اى جهان را صدور دين را مجد و دنيا را مجير
كهربا رنگ آمد اندر بيشهء قهرت بقم * ارغوانگون آمد اندر باغ انصافت زرير
داده سرهنگان درگاهت دو پيكر را كمر * كرده شاگردان ديوانت عطارد را دبير