تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجمع الفصحاء ( فارسي ) — صفحة 558

مساهمون:

ص٥٥٨

و له

ملكا مملكت به كام تو باد * ملك همنام تو به نام تو باد روز مى خوردن تو بدر و هلال * خوان نقل تو باد و جام تو باد تير چون تير در هواى تو راست * طرفه چون طرف بر ستام تو باد گرهى كان قضا به نگشايد * سخرهء دست اهتمام تو باد زرهى كان قدر نفرسايد * خرقهء تير انتقام تو باد هرچه در تختهء ازل سرّست * همه در دفتر كلام تو باد هرچه در خنجر اجل قهرست * همه در قبضهء حسام تو باد از پى آنكه تا نگردد كند * فصل تقدير در سهام تو باد از پى آنكه تا نگيرد زنگ * تيغ مريخ در نيام تو باد

و له ايضا

آفرين بر حضرت دستور و بر دستور باد * جاودان چشم بد از جاه و جمالش دور باد ملك را از رايت اقبال و راى روشنش * تا كه نور و سايه باشد باد و نور باد ملك معمورست تا معمار آن تدبير تست * تا جهان باقيست اين معمار و آن معمور باد گر بجز كام تو زايد شب كه آبستن شود * شب عزب ور نه سقنقور قدر كافور باد بارگاهت كعبه مردم حاج و درگاهت حرم * مجلست فردوس و كوثر جام و ساقى حور باد
مجمع الفصحاء ( فارسي ) — صفحة 558 | رضا قليخان هدايت